تجربهای در تیر ماه
یاسمین قلعهنویی
- دوره
- ۱۴۰۲
- مکان
- فضای رَبت و دارآباد، تهران
معرفی کوتاه پروژه
«تجربهای در تیر ماه» یک کارگاه داستاننویسیِ جمعی طی چهار جلسه بود که در تیر ۱۴۰۲ به دعوت یاسمین قلعهنویی و با همراهی گلنوش حشمتی در فضای «رَبت» برگزار شد. این کارگاه بیشتر حول محور داستانهای علمی-تخیلی و رئالیسم جادویی متمرکز بود؛ اما هدف نهاییِ آن چاپ کتاب یا تولید متن نبود، بلکه تمرینی بود برای خواندن، تخیل کردن، قدم زدن و در کنار هم بودن. جلسات این کارگاه در محیط بستهی رَبت و دامنههای دارآباد در البرز انجام شد.
زمینه و بستر اجرا
از نظر هنرمند، برگزاری این پروژه در دو بسترِ متمایز — فضای داخلیِ «رَبت» و طبیعتِ دارآباد — ارتباطی مستقیم با مفاهیم «زمان» و «سرعت» داشت. او بر این باور است که قدم زدنِ آهسته در کوه، نوع متفاوتی از درکِ زمان را پیش مینهد و گروه را وادار میکند تا تأثیرِ این ریتمِ کُند را بر روندِ هنریِ خود بسنجند؛ نگاهی که با مفهوم «زمانِ نامتعارف» — که هنرمند در آثار پیشینش پیرامون تجربهی بیماری کاویده بود — همسو است.
همانطور که یاسمین قلعهنویی اشاره میکند: «فکر میکنم در فارسی معاصر کمتر بهطور مستقیم از این مفهوم حرف میزنیم؛ با وجود اینکه فشارهای مضاعف از همه سو، ما را در ارتباطی روزمره با بیماری قرار داده و در عین حال، با زبانِ پزشکی احاطه شدهایم.»
انتخابِ فضای مستقل و خودگردانِ «رَبت» نیز دقیقاً در همین راستا صورت گرفته است؛ چرا که این مکانها با تکیه بر استقلالِ عمل، بستری امن برای اجرای فعالیتهای مشارکتی فراهم میآورند که از شتابِ زدگیِ رایجِ نهادهای رسمی به دور است.
شکلهای مشارکت و فرآیند اجرا
مخاطبان این کارگاه نیاز به هیچ مهارت قبلی در داستاننویسی نداشتند و معیار حضور صرفاً میل به مشارکت و نوشتن بود. روند برگزاری جلسات به این ترتیب پیش رفت: روز اول با گفتگو دربارهی تجربهی زیستن در ایران طی سال گذشته و خواندن بخشهایی از داستانهای خیالی آغاز شد. روز دوم به تخیل گروهی و صحبت دربارهی جهانهای آینده اختصاص یافت. در روز سوم، گروه به دارآباد رفتند تا قدمزدنِ آهسته و درکِ محیط با حواس بیدارتر را تجربه کنند. و در روز چهارم، نوشتنِ گروهی و ساخت یک «زین» (مینیمجله دستساز) و یک نقشه انجام شد. مشارکت در این کارگاه بر پایهی تصمیمات جمعی بود و شرکتکنندگان ریتم جلسات را مشخص میکردند. در طول این روند، بحثهای عمیقی دربارهی هدف از این دورهمی و تفاوتِ فضایِ کارگاه با آموزشهای رسمی در مدارس شکل گرفت. هدف از این کار صرفاً گردهم آمدن و بازی کردن بود، نه تولید یک متن حرفهای. (بعدها در تابستان ۱۴۰۴، جلسهای برای همخوانیِ گروهی پیرامون این تجربه با حضور پرشورترِ اعضا برگزار شد).
انگیزهها و پرسشها
پیشنهاد پروژه برای قلعهنویی از یک خلأ شخصی بیرون آمد و از این میل که با جمعی همفکر به پرسشهایی بیندیشد که در دعوتنامهٔ کارگاه مطرح شده بود. تاریخ انجام کار نیز برای او مهم بود: تابستان ۱۴۰۲؛ زمانی که در نگاه او دلسردی و جداافتادگیِ خاصی در فضا وجود داشت که تخیل و کنار هم آمدن میتوانست به آن کمک کند. پرسش محوری کارگاه، آنطور که در دعوتنامه برای مخاطبان صورتبندی شده بود، حول این میچرخید که چگونه میتوان بهشکل جمعی تخیل کرد، و چگونه میتوان با داستاننویسی، آینده(های) دگرگونی را متصور شد و گذشته را بهشکلی دیگر روایت کرد.
برای قلعهنویی، یکی دیگر از وجوه پروژه، نوشتن به فارسی بود — اما نه بهعنوان زبانی خنثی. فارسی برای او زبانی است که فشارهای ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در خود حمل میکند و درعینحال، میتواند این فشارها را به چیز دیگری تبدیل کرده یا بهعبارتی فعال کند. این موضوع که در فضای هنری معاصر تا حدی تحت بحران بوده، همچنان پرسشی است که هنرمند دنبال میکند؛ بهخصوص در ارتباط با نویسندهها و هنرمندانی که نوشتن به فارسی بخش مهمی از کارشان است. از زمان انجام این کار تاکنون، قلعهنویی بیشتر با فضای نوشتن تجربی و زین مواجه شده و دوست دارد دقیقتر آن را دنبال کند. در یک افق وسیعتر، او این کار را به جنسی متفاوت از مشارکت اجتماعی پیوند میزند؛ در مقابل آنچه آن را «نیروی مرگ و سرخوردگی» میخواند:
برای من هدف مشارکت اجتماعی، درست کردن کار چشمگیر یا عجیب نیست و امیالش رو باید جای دیگهای دنبال کرد که به دغدغهٔ بدنها، اضطراب، احساس عدم تعلق، یا تنهایی و تکافتادگی مربوطه.
محدودیتها و راهبردها
نسبت پروژه با فضای رسمی هنر در نگاه قلعهنویی چندلایه است. برنامهریزی با گالریها و فضاهای رسمی، در تجربهٔ او، پیچیدگیای دارد که اغلب کار را ناممکن میسازد، آن را از هدف جمع دور میکند، یا خود به بخشی از آن دوری بدل میشود. این پیچیدگی صرفاً اداری نیست: فضای رسمی هنر، در نگاه او، جنسیتزده نیز هست — و کارهای مشارکتی میتوانند ارتباطی متفاوت را ممکن کنند و تقاطع ستمهای مختلف را روشن سازند. این تشخیص، بخشی از دلیل انتخاب فضای خودگردان است؛ نه بهعنوان نقص گالری، بلکه بهعنوان امکانی متفاوت.
گالری
همکاران / حامیان
کارگاه به دعوت یاسمین قلعهنویی و با همراهی گلنوش حشمتی در فضای رَبت برگزار شد. فضای رَبت مکان کارگاه و پخش خبر آن را بر عهده داشت. کار فاقد بودجهی نهادی بود؛ هزینههای پذیرایی توسط هنرمند، و هزینههای چاپ بهصورت گروهی توسط شرکتکنندگان تأمین شد.
منابع بیشتر
درباره هنرمند
یاسمین قلعهنویی هنرمند و پژوهشگری است که در زمینههای مختلفی چون هنرهای تجسمی، چاپ دستی و پروژههای مشارکتی فعالیت میکند. آثار و نوشتههای او غالباً بر موضوعات اجتماعی، هویت، اقتصاد هنر و تاریخ معاصر تمرکز دارند.
اینستاگرام: @qall
این مدخل بر اساس مستندات و متون ارائهشده از سوی هنرمند تهیه شده است.