قصههای از دور میبوسمت
بهزاد هاتفی و سوفیا هاتفی
- دوره
- ۱۳۹۸
- مکان
- آنلاین
معرفی کوتاه پروژه
«قصههای از دور میبوسمت» یک تجربهی تعاملی داستاننویسی است که در بهمن ۱۳۹۸ و همزمان با شروع همهگیری کووید-۱۹ و قرنطینههای گسترده روی شبکهی واتساپ شکل گرفت. این پروژه به پیشنهاد بهزاد هاتفی شروع شد؛ به این صورت که هر شب گروهی از نویسندگان در نوبت خود، متنی را که تا آن لحظه نوشته شده بود ادامه میدادند و در نهایت، آن شب با جملهی «از دور میبوسمت» تمام میشد.
زمینه و بستر اجرا
تمام مراحل اجرای این پروژه در بستر واتساپ انجام شد؛ برنامهای که از قبل در زندگی روزمرهی شرکتکنندگان جا داشت و به عنوان یک کانال ارتباطی خانگی و در دسترس، نیازی به گالری یا نهاد فرهنگی نداشت. در روزهایی که فضاهای فرهنگی تعطیل بودند و امکان گردهمآیی وجود نداشت، همین برنامهی آشنا به محیط اصلی اجرای کار تبدیل شد. ساختار زمانبندی و نوبتهای رایج در واتساپ هم به بخشی از قالب پروژه شکل داد. در این چتِ زمانمند و شبکهای، هر نویسنده در یک بازهی چهل دقیقهای و در یک توالی مشخص، متن نفر قبلی را ادامه میداد.
شکلهای مشارکت و فرآیند اجرا
شروع کار با پنج نفر از حلقهی نزدیک هنرمندان بود و طی هجده شب، با اضافهشدن افراد جدید به هفده نفر رسید که میان تهران، آمریکا، پاریس و برلین پراکنده بودند. روال کار به این شکل بود که در این هجده شب، اعضا به نوبت متن را پیش میبردند. هر نویسنده در نوبت خود متن قبلی را کپی میکرد، در یک زمان چهل دقیقهای بخش جدیدی به آن اضافه میکرد و دوباره در چت میفرستاد تا نفر بعدی کار را از همان نقطه ادامه دهد. دو قانون اصلی برای نوشتن وجود داشت: شرط اول محدودیت زمانی بود؛ یعنی هر فرد از زمان دریافت متن فقط چهل دقیقه فرصت داشت. شرط دوم الزام به پیوستگی بود؛ متن جدید باید ادامهی منطقی نوشتههای قبلی باشد و شروعی تازه محسوب نشود.
این قوانین باعث شد تا نوشتن به یک کنشِ همزمانِ فردی و گروهی تبدیل شود؛ متنی که هر شب، چهل دقیقه به چهل دقیقه جلو میرفت تا با جملهی پایانی، داستانِ آن شب بسته شود. با پیشرفتن شبها و دعوت هر شرکتکننده از دوستانش، این حلقهی ارتباطی بزرگتر شد. سوفیا و بهزاد هاتفی نقش خود را در این کار صرفاً ایجاد بستر و طرح مسئله میدانند و دخالتی در هدایت داستان نداشتند؛ پس از تعیین قوانین، متن متعلق به کسی بود که نوبت نوشتنش فرا رسیده بود.
انگیزهها و پرسشهای پروژه
این پروژه پاسخی مستقیم به شرایط قرنطینه در دوران کووید-۱۹ بود؛ زمانی که ارتباطات حضوری قطع شد و فاصلهگذاری از یک تجربهی موقت به یک وضعیت روزمره تبدیل شد. پرسش اصلی سوفیا و بهزاد هاتفی این بود که آیا میتوان با استفاده از یک بستر روزمره و داستانگوییِ جمعی، جای خالی دیدارهای حضوری را پر کرد یا خیر.
امکانهای روایت مشارکتی، جمعی و از راه دور در یک بستر دیجیتال چیست؟ آیا روایت میتواند به ابزاری برای حفظ ارتباط، همدلی و حضور جمعی در زمانهی انزوا بدل شود؟
در توصیف هنرمندان، مفهوم «فاصله» — چه فاصلهی فیزیکی میان افراد، چه فاصلهی احساسی، و چه فاصلهی میان روایتها — به یکی از عناصر کلیدی این پروژه تبدیل شد. این مفهوم در زمانبندی محدود، ساختار متن و جملهی تکراری پایان هر شب به خوبی بازتاب پیدا کرده است.
محدودیتها و راهبردها
موانع اصلی پروژه همان شرایط خاص دوران همهگیری بود: تعطیلی مکانها، فقدان گردهماییها، و پراکندگی شرکتکنندگان در چهار کشور و مناطق زمانی مختلف. از سوی دیگر، در دعوتنامهی کار ذکر شده بود که ادامهی پروژه کاملاً به دسترسی اینترنت گره خورده است. ساختاری که هنرمندان برای این شرایط انتخاب کردند شامل استفاده از واتساپ، اعلام نوبتها پیش از ساعت ۶ عصر، شروع نوشتن در یک ساعت مشترک به وقت تهران، فرصت ۴۰ دقیقهای برای هر نویسنده، اجبار به ادامهی متن قبلی و جملهی پایانیِ ثابت بود. به گفتهی هنرمندان، همین محدودیتهای زمانی و قوانین نوشتن، مشارکت را به یک کنش جمعی تبدیل کرد که بدون همراهی بقیه امکانپذیر نبود.
گالری
همکاران / حامیان
شرکتکنندگان شامل این افراد بودند: بهزاد هاتفی، ماهور طوسی، آروین، امیرعلی قاسمی، حامد دهقان، شاهین شاهینزاد، بهار صمدی، پویان باقرزاده، شادی مظلومدوست، آیدین باقری، مونا کاکنج، مجتبی شعبانی، سحر اعلایی، نادیا شمس، باربد گلشیری و امیر خراسانی. این پروژه هیچ بودجهی تولیدی نداشت؛ هنرمندان بستر کار را فراهم کردند و مشارکتکنندگان زمان و نوشتنشان را به اشتراک گذاشتند.
درباره هنرمند
بهزاد هاتفی و سوفیا هاتفی زوج هنرمندی هستند که در حوزهی هنر معاصر با رویکردی چندرسانهای فعالیت میکنند. از سال ۲۰۱۵ پروژههای مشترک خود را بهصورت رسمی دنبال میکنند.
وبسایت/تلگرام: Behzadhatefi@ | ایمیل: behzadhatefi@gmail.com
این متن بر اساس مطالب به اشتراکگذاشتهشده از سوی هنرمندان آماده شده است.