پرش به محتوا
کایروس

کایروس

مونا آقابابایی

دوره
۱۳۹۷
مکان
یزد
برچسب‌های مضمونی
فضای عمومی و شهریفضای نهادی و گالریساخت جمعیبازیمداخلهمیراث و مکان

معرفی کوتاه پروژه

«کایروس» سه‌گانه‌ای درباره‌ی مفهومِ زمان است که در سه قالب و سه شهر ارائه شد. کایروس در یونانی به زمانِ کیفی اشاره دارد؛ کیفیتِ لحظه، یعنی زمانی که شرایط برای یک تصمیم یا اقدامِ مهم مناسب است. قسمتِ نخستِ این سه‌گانه چیدمانی بود که در موزه‌ای در تالین به نمایش درآمد، و قسمتِ دوم، همین پروژه، به دعوتِ فستیوال پرس‌بوک در یزد اجرا شد. کایروس پرسش‌هایی درباره‌ی مفهومِ زمان در فضای کارِ جمعی پیش می‌گذارد.

در بافتِ تاریخیِ یزد و در یک کارگاهِ متروکِ شعربافی، مونا آقابابایی با گروهی از کودکانِ محل حلقه‌ای پارچه‌ای ساخت و آن را به بازی و مداخله‌ای شهری در کوچه‌های بافت بدل کرد. کار در قالبِ اجرا و مداخله‌ی شهری پیش رفت و روندِ آن، بیش از آنکه از پیش طراحی شده باشد، از دلِ رابطه با کودکان و مکان شکل گرفت.

زمینه و بستر اجرا

پروژه در بافتِ قدیمِ یزد اجرا شد؛ جایی که به گفته‌ی آقابابایی معماری و شهرسازیِ آن و نیز ساکنانش تأثیری زیاد بر فرمِ کار و روندِ اجرا گذاشتند، چنان‌که به‌گمانِ او اجرای همین پروژه در جایی دیگر به این شکل ممکن نبود. کارگاهِ متروکِ شعربافی که کار در آن آغاز شد دریچه‌ای کوچک رو به کوچه داشت، و همین دریچه به محلِ نخستین تعامل با کودکانِ محل بدل شد. کوچه‌های باریک و پیچ‌در‌پیچِ یزد در شیوه‌ی اجرا نقش داشت، و پیاده‌رو‌بودنِ بافتِ قدیم به آزادیِ بازیِ کودکان با حلقه‌ی پارچه‌ای یاری رساند؛ آنان بی‌دغدغه‌ی وسایلِ نقلیه می‌توانستند بدوند و با حلقه بازی کنند. کارگاه‌های متروکِ شعربافیِ این بافت، پیشه‌ای کهن در پارچه‌بافیِ یزد، زمینه‌ای بودند که کار در دلِ آن‌ها جای گرفت.

این چیدمان به دعوت هشتمین سالانهٔ هنر معاصر ایران (پرسبوک): بازبافت، به کیوریتوری ندا درزی و با همکاری نگار فرجیانی، و با حمایت انجمن هنرهای تجسمی یزد شکل گرفت.

شکل‌های مشارکت و فرآیند اجرا

آقابابایی در آغاز نقشه‌ای برای دعوتِ کودکان نداشت؛ اما دریچه‌ی کارگاهِ شعربافی رو به کوچه باز می‌شد و کودکان هرازگاه از آن سرک می‌کشیدند. هر بار که کودکی نگاه می‌کرد و می‌پرسید، او به همراهی دعوتش می‌کرد؛ همین دعوت‌های کوچک، گروهی شش‌هفت‌نفره از پسرانِ هفت تا ده‌ساله را در کارگاه گرد آورد.

کودکان با پارچه بازی کردند، کاردستی ساختند و پارچه را دورِ حلقه‌ای چوبی پیچیدند تا حلقه‌ای پارچه‌ای ساخته شود. تا جای ممکن اجباری در کار نبود و معاشرت و بازی ملاکِ اصلیِ آن روز بود؛ بازی با حلقه در کوچه نیز با کمکِ خودِ کودکان و بی‌مشارکتِ او انجام شد. به این ترتیب بدن‌های کودکان در شهر در کانونِ کار قرار گرفت و پیوندِ بازی، بدن، شهر و زمان در آن پررنگ شد.

بچه ها روزِ بعد حلقه را در شهر قِل دادند و تا رسیدن به زمینِ بازی با آن بازی کردند، همانندِ بازیِ قدیمیِ «لاستیک و چوب». در زمینِ بازی چند دروازه با ادواتِ شعربافی چیده شده بود تا بازیِ تازه‌ای با دروازه‌ها و حلقه شکل بگیرد؛ اما کودکان کمتر از ده دقیقه بازی کردند، دروازه‌ها را خود جمع کردند و به بازیِ پیشینشان، فوتبال، بازگشتند. به روایتِ آقابابایی، بازیِ تازه نتوانست برای آنان جذابیتی بسازد.

انگیزه‌ها و پرسش‌ها

آغازِ کار دعوتِ فستیوال پرس‌بوک بود؛ دوره‌ی هشتمِ این برنامه با عنوانِ بازبافت در یزد برگزار می‌شد و تمرکزش بر بازیافت، پارچه و شهرِ یزد بود. نقشِ آقابابایی در این کار از ایده‌ای ابتدایی آغاز شد؛ به تعبیرِ او مکان و زمان و شرایط، تسهیل‌گرانِ کار بودند تا رابطه‌ای با کودکان شکل بگیرد، و کودکان پروژه را به سرانجام رساندند. به گفته‌ی آقابابایی، کار در بافتِ تاریخیِ یزد و استفاده از کارگاه‌های متروکِ شعربافی، انگیزه‌ی او را برای ساختنِ فضایی مشارکتی در اجرای قسمتِ دومِ کایروس تقویت کرد.

او که به گفته‌ی خود بیشترِ اوقات به کارِ شخصی در کارگاه و تولیدِ آثارِ نمایشگاهی مشغول بوده، این پروژه برایش پرسشی درباره‌ی تجربه‌ی کارِ جمعی پیش گذاشت:

هنرمند چگونه و در چه شرایطی می‌تواند کاری جمعی را پیش برد، به‌گونه‌ای که هم‌زمان مشارکتِ جمعی در بطنِ کار دیده شود؟ و چگونه می‌تواند از عاملیتش در حینِ مشارکتِ جمعی چنان بهره برد که معنای جمع را بتوان در آن دید؟

— مونا آقابابایی

او پیش‌تر مجسمه‌هایی در فضاهای عمومی ساخته بود، اما به گفته‌ی خودش ساختِ اثر در فضایی مشارکتی و تعامل با ساکنانِ محل تجربه‌ای تازه بود؛ بیش از اجرای پروژه در سطحِ شهر، همین انگیزه‌ی تجربه‌ی کارِ مشارکتی بود که کار را در او شکل داد. به گفته‌ی او دشوارترین وجهِ کار معاشرت با کودکانی از خانواده‌های کم‌درآمد و مهاجر بود؛ کار با کودکان حساسیت‌های اخلاقی دارد و مرزِ میان مشارکت و استفاده از آنان، به گفته‌ی او، بسیار لغزنده است.

گالری

منابع مالی / حامیان

«کایروس» با همکاری هشتمین سالانه هنر معاصر ایران پرسبوک: «بازبافت» (کیوریتور: ندا درزی و همکار کیوریتور: نگار فرجیانی) و با حمایت انجمن هنرهای تجسمی یزد اجرا شد. مشارکتِ اصلیِ این پروژه با گروهی از کودکانِ بافتِ قدیمِ یزد بود.

این پروژه با هزینهٔ شخصی هنرمند انجام گرفت؛ «پرسبوک» (Persbook) هزینه‌های حمل و نقل را تقبل کرد.

درباره هنرمند

مونا آقابابایی (متولدِ ۱۳۶۱، اصفهان) در اصفهان زندگی و کار می‌کند. کارشناسی و کارشناسیِ ارشدِ صنایعِ دستی را از دانشگاهِ هنرِ تهران دارد. تجربه‌های او در طولِ کارش مسیرهای گوناگونی را طی کرده و در سال‌های اخیر در پیِ شناختِ مرزِ میانِ هنرهای صناعی و هنرهای تجسمی است. از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ یکی از گردانندگانِ فضای وَ بود که به میزبانیِ هنرمندان و برپاییِ نمایش و پروژه‌های هنری می‌پرداخت.

این مدخل بر اساس مستندات پروژه و گفت‌وگو با هنرمند، نوشته و با همکاری هنرمند ویرایش شده است.