اوزار
احمدعلی کارگران
- دوره
- ۱۴۰۰
- مکان
- جزیرهی هرمز
معرفی کوتاه پروژه
«اوزار» پروژهای برای بازسازی یک جهاز چوبی بادبانی از ردهخارجشده در جزیرهی هرمز است. این سازهی متحرک که دیگر قابلیت حرکت روی آب را ندارد، اکنون به میان محلهها میرود تا برنامههای فرهنگی، هنری و آموزشی را برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته باشد. این وسیله با ترکیب چوبهای کهنهی جهاز قدیمی، لولههای داربست بیمصرف یک پروژهی ساختمانی، و سازهی چرخدار قایقهای موتوری که معمولاً در سواحل جنوب برای جابهجایی قایقها استفاده میشود، ساخته شده است.
اوزار با طولی نزدیک به ۱۲ متر و عرضی حدود ۳ متر، در زمان استفادهی کامل ظرفیت پذیرش حدود صد نفر را دارد. این سازه برای جابهجایی جمع میشود تا عرض کمتری داشته باشد و هنگام استفاده باز میشود تا جای نشستن فراهم کند. اوزار در محلههای مختلف جزیره حرکت میکند و شامل هفت بخش اجرایی مجزاست.
زمینه و بستر اجرا
این پروژه در جزیرهی هرمز اجرا شد؛ جایی که یکی از جهازهای چوبی سنتی مشمول قانون تخریب هنوز در بندرگاه قرار داشت. انتخاب این جزیره تنها به دلایل جغرافیایی نبود؛ احمدعلی کارگران از دههی هشتاد در فضای هنری این منطقه فعالیت داشته و ارتباطی عمیق با ناخدایان و جاشوهای محلی برقرار کرده است. همین ارتباط دیرینه باعث شد مالکان فعلی و سابق این جهاز با بازسازی آن موافقت کنند.
طراحی این سازه بهگونهای است که بهراحتی در فضاهای شهری، حومهای و روستایی — مانند پیادهروها، پارکها و محلههای مسکونی — حرکت میکند. از نگاه کارگران، فضا در این پروژه حکم یک آبراهرسانی را دارد و قابلیت جابهجایی باعث میشود که اثر در مسیر مخاطب قرار بگیرد، بهجای آنکه مخاطب منتظر بماند تا به فضای هنری برود.
شکلهای مشارکت و فرآیند اجرا
فاز اول: جستوجو و تحویل جهاز
کار با پیدا کردن یک جهاز چوب فرسوده در بندر هرمز آغاز شد. پس از گرفتن تأییدیهی صاحبان آن، پیشینهی تاریخی و خاطرات سفرهای دریایی آن ثبت گردید و سپس قطعات چوبی یکییکی جدا و به کارگاه منتقل شد.
فاز دوم: تأمین مواد بازیافتی و ساخت اسکلت
برای ساخت سازهای بادوام، به مصالح خاصی نیاز بود. برای ساخت اسکلت، از داربستهای بیمصرف یک ساختمان استفاده شد که با جوشدادن به یکدیگر، اسکلت اصلی را شکل دادند. برای امکان حرکت نیز از یک تریلی دستساز که معمولاً برای جابهجایی قایقهای موتوری استفاده میشود، بهره گرفتند که در کارگاه تقویت شد.
فاز سوم: حضور ناخدایان و جاشوها
در این مرحله از دریانوردان و ناخدایان قدیمی دعوت شد تا برای اجرای دقیق فرم جهاز و انتقال اصطلاحات بومی به گروه همراهی کنند. ناخدا خلیل اوج هرمزی ساخت بادبان را انجام داد و مالکان این جهاز بازسازیشده، ناخدا علی ملک سلامتی و ناخدا ناصر کبابی بودند.
فاز چهارم: بخش اجرایی هفتگانه
این سازه به هفت بخش کارکردی تقسیم شده است: سینمای روباز با پردهای از بادبان جهاز؛ جایگاه قصهگویی در کنار سکان؛ بخش نمایش عروسکی روی عرشه؛ ایستگاه نقاشی در دو طرف میانی؛ کتابخانهای در اتاق انتهایی؛ جایگاه موسیقی روی پلههای ورودی؛ و نگارخانهای برای نمایش آثار هنری کودکان.
فاز پنجم: اجرا در محلات
بزرگترها این جهاز را به محل مورد نظر منتقل میکنند و برنامهریزی و اجرای برنامهها را خود کودکان انجام میدهند.
مشارکت در اوزار در دو لایه عمل میکند. لایهی اول در زمان ساخت است که به یک کار کاملاً گروهی بدل میشود و شامل انتقال دانش بومی ناخدایان و جاشوها به پروژه است. در این مرحله، مشارکت در واقع در حال ساخت یک زیرساخت برای زیرسازی فعالیتهای بعدی است.
لایهی دوم زمانی شروع میشود که کار ساخت تمام شده و جهاز به میان محلهها میرود. در اینجا کودکان نهتنها بهرهبردار، بلکه تولیدکنندهی اصلی محتوای بخشهای هفتگانه هستند.
بچهها برای بچهها برنامهریزی و اجرا میکنند و بزرگترها فقط جهاز را به منطقهی موردنظر منتقل میکنند.
انگیزهها و پرسشها
ایدهی اوزار پس از برگزاری یک نمایشگاه تحقیقاتی دربارهی جهازهای بادبانی جنوب شکل گرفت. در جریان آن تحقیقات، این پرسش مطرح شد که طبق قانون، تمامی شناورهای چوبی باید طی پنج سال از رده خارج شوند. جایگزینی این شناورهای بومی با قایقهای فایبرگلاس از نگاه کارگران، به معنای نابودی یک فرهنگ ریشهدار بود.
این بحران، او را به این پرسش رساند که آیا میتوان یک جهاز در آستانهی تخریب را نجات داد و آن را به ابزاری متحرک برای آموزش کودکان تبدیل کرد؟ از سوی دیگر، کارگران فاصلهگرفتن هنرمندان از گالریها را نقدی به حد ازتجاریشدن هنر و نبود امکانات آموزشی در مناطق حاشیهای میداند. اوزار پاسخی به هر دوی این مشکلات طراحی شده است.
دانش سینهبهسینه و عظمت ساخت جهاز همراه با مهارتهای انسانی، آواهای مرتبط با این سازهها اعم از آیین موسیقی اجرایی بالا کشیدن بادبان، آیین بهآبانداختن جهاز، آیینهای فصلی ماهیگیری و دهها اثر متعلقات فرهنگ شفاهی، به یکباره قرار است نابود شود.
محدودیتها و راهبردها
اوزار با موانع مختلفی روبهرو بود: مشکلات اداری برای کسب مجوز، قانون دولتی امحای جهازها، و کمبود منابع مالی و نبود حامی نهادی.
پاسخ هنرمند به این مشکلات بسیار کاربردی بود: انتقال جهاز پیش از نابودی قانونی، با موافقت ناخدا؛ استفادهی کامل از مواد بازیافتی بهدلیل نبود بودجه؛ و طراحی یک سازهی حرکتی که میتوانست بهسرعت مکان خود را در مواجهه با موانع قانونی تغییر دهد.
گالری
منابع مالی / حامیان
تیم اصلی پروژه با همکاری امین تیماس (مدیریت اجرایی)، علیرضا ادیمی (هماهنگی)، امیر بهاری تهرانی (نظارت) و مجتبی نیریپور (مسئولیت فنی) شکل گرفت. کارهای چوبی بر عهدهی مسعود خادمی، نورپردازی با کامبوجیه پشتگل و پشتیبانی با نبی تیماس بود. در جزیره، ایوب اوج هرمزی و ذبیح زرنگاری به پروژه کمک کردند و بخشهای اجرایی توسط اسد گدری، حسین ظهوری و عباس گدری انجام شد.
امیرحسین دبهگر مستندسازی را انجام داد و نواب جعفری و آرمین آبست عکاسی کردند. مالکان جهاز ناخدا علی ملک سلامتی و ناخدا ناصر کبابی بودند و بادبان توسط ناخدا خلیل اوج هرمزی ساخته شد. هماهنگیهای نهادی با مجموعهی «رونق» و سازمان بنادر و دریانوردی بندر شهید باهنر هرمز انجام شد. این پروژه بودجهی رسمی نداشت و با کمک بخش خصوصی و افراد علاقهمند به سرانجام رسید.
منابع بیشتر
احمدعلی کارگران، «بار این کشتی در جزیرهی هرمز قصه است» (گفتوگو)، خبرگزاری ایرنا.
یادداشتها و مستندات پروژه، وبلاگ هنرمند.
درباره هنرمند
احمدعلی کارگران (متولد ۱۳۵۲ در بندرعباس) هنرمندی چندرشتهای است که کارهایش با دغدغههای محیطزیستی و استفاده از عناصر فرهنگ محلی گره خوردهاند. او در کنار نقاشی، بر چیدمانهای مکانمحور در فضاهای عمومی و پرفورمنس تمرکز دارد. کارگران از دههی ۱۳۸۰ حضور فعالی در فضای هنری جزیرهی هرمز داشته و بهعنوان مدیر هنری «خانهی جری پولاک» و سرپرست رویدادهای هنری مختلف کار کرده است.
وبلاگ: ak.blogsky.com | اینستاگرام: ahmadkargaran@
این مدخل بر اساس مستندات بهاشتراکگذاشتهشده توسط هنرمند تهیه شده است.