کاغذ
محمود مکتبی
- دوره
- ۱۳۹۶
- مکان
- تهران
- برچسبهای مضمونی
- فضای خودگردانفضای نهادی و گالریگفتوگو و روایت جمعی
معرفی کوتاه پروژه
«کاغذ» یک اجرای چهارساعته بود که در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۶ بهصورت همزمان در چهار نقطهی تهران برگزار شد: گالری هپتا و سه خانهی شخصی. مخاطبان آزاد بودند تا برای حضور در هر کدام از این فضاها یکی را انتخاب کنند. محور اصلی اثر، گفتوگویی صمیمی و یکبهیک میان اجراگر و مخاطب بود که دور یک میز شکل میگرفت. روند کار به این صورت بود که مخاطب رویای خود را روی کاغذ سیگار مینوشت و آن را به اجراگر میداد و او آن رویا را به شکل یک سیگار آماده میپیچید. در نهایت، در هر مواجهه تصمیمی گرفته میشد که آن رویای نوشتهشده دود شود یا نشود.
زمینه و بستر اجرا
این اجرا در دو نوع فضای داخلی اتفاق افتاد: یک فضای رسمی (گالری) و سه فضای غیررسمی (خانههای شخصی). هدف هنرمند از این چندمکانیبودن، تکهتکه کردن فضای اجرا بود؛ به این شکل که هیچ مخاطب یا اجراگری تجربهای مشابه دیگری نداشته باشد. با وجود اینکه دستورالعمل اجرا در همهجا ثابت بود، اما میزان صمیمیت، جهت گفتوگوها و کیفیت برخوردها با توجه به آدمها و محیط از یکی به دیگری تغییر میکرد.
پراکندگی جغرافیایی این خانهها در سیدخندان، میدان فردوسی و تهرانسر، جغرافیای شهر را وارد اجرا میکرد. در خانهها، میزبانها فضای اجرا را بدون هیچ دستکاریای از میان اتاقهای موجود انتخاب کرده بودند. در گالری نیز چیدمان روی میزها به حداقل رسید و اطراف چند نقطهی مختلف برای ایستادن مخاطبان در نظر گرفته شد. طراحی محیط بهگونهای بود که مخاطب پس از مواجههی اول، دیگر نیازی به نگاهکردن پیدا نکند و رفتار و صحبتهایش از حالت روزمره خارج نشود.
شکلهای مشارکت و فرآیند اجرا
این اجرا طی چهار ساعت و همزمان در چهار مکان اجرا شد. در هر فضا، اجراگران پشت میز با کاغذ سیگار و توتون نشسته بودند. وقتی مخاطب وارد میشد، رویای خود را روی کاغذ مینوشت و به اجراگر تحویل میداد تا آن را بپیچد. از همانجا، مخاطب میتوانست رویای نوشتهشده توسط اجراگر را بخواند، در پیچیدن سیگار کمک کند یا بدون کشیدن سیگار به گفتوگو ادامه دهد. هیچ محدودیت زمانی برای این تبادلها یا تعداد رویاهایی که فرد میتوانست بنویسد وجود نداشت.
مخاطبان این محیط را با روشهای کاملاً شخصی از سر گذراندند. بعضی چند رؤیا مینوشتند و سیگارها را با اجراگر میکشیدند. برخی سیگار پیچیدهشده را با خود میبردند و اجازهی روشنکردن آن را نمیدادند، و برخی حتی اجازهی عکاسی از نوشتههایشان را هم نمیدادند. در تمام این تنوعها، عنصر مشخصکننده، تبادل مستقیم و بیواسطه میان دو نفر بود که معمولاً از یکدیگر شناختی نداشتند.
از دیدگاه محمود مکتبی، مشارکت مخاطب در این کار دو جنبه داشت: یکی حضور فیزیکی که فرم اجرا را میساخت — بدون مخاطب، اجرا اصلاً وجود نداشت — و دیگری تأثیری که نوشتههایشان، بدون دخالت هنرمند و بدون هدایت از پیش، بر محتوای اجرا میگذاشت و به هویت اصلی آن بدل میشد. مکتبی به لایهی پنهان دیگری از کار نیز اشاره میکند: مداخله در بدن. بسیاری از مخاطبان برای اولینبار سیگار میکشیدند، بدون آنکه بلافاصله متوجه تغییرات فیزیکی بدن خود شوند.
انگیزهها و پرسشها
هنرمند خاستگاه پروژه را حس عمومی از دستدادن و تباهی میداند که در گفتوگوهای روزمرهی مردم در سطح شهر موج میزد.
اجرا تلاشی بود برای بازآفرینی محیطهای آشنایی مانند مهمانیها و گفتوگوهای دوستانه، تا مخاطب وادار شود به رویاهای خود بیندیشد. جالب اینکه بسیاری از متنهایی که روی کاغذها نوشته شد، اصلاً شبیه به آرزو نبودند و کم نبودند کسانی که ایدهی روشنی از رویاهای شخصیشان نداشتند. هدف دیگر هنرمند در این پروژه، تبدیل یک تکهکاغذ ساده به یک شیء ویژه بود.
همچنین این پروژه برای مکتبی فرصتی بود تا از تمرکز دادن بهعنوان هنرمند به دور خودش فاصله بگیرد؛ اجراهای قبلیاش بر محوریت خودش و حضور فیزیکیاش متمرکز بود. این اثر آزمود که وقتی آن مرکز اصلی بهطور کامل برداشته شود، چه اتفاقی میافتد. او انتخاب فضاهای عمومی و خانگی بهجای استودیو یا گالری رسمی را نوعی بهرسمیتشناختن میداند، نه مخالفت. از نگاه او، گالریها و استودیوهای رسمی همیشه برای ارائهی هر کنش هنری مناسب نیستند و گاهی میتوانند مکان نادرستی باشند. او تاکید میکند که این نگاه، خصومتی با نهادهای رسمی نیست، بلکه توجهی است به پیدا کردن دقیق مکانی که یک موقعیت هنری خاص به آن نیاز دارد.
آدمها دربارهی رویاها و آرزوهایی صحبت میکردند که یا دستنیافتنی و از پیش رفته مینمود، حسی که در این جغرافیا رویاهایشان بر باد رفته است.
ما میدانیم که سوزاندن یا پاره کردن تصویر یا نامهای از فرد مورد علاقهمان آسیبی به او نخواهد زد اما گاهی حتی جرات نداریم یک خط بر آنها بیندازیم.
گالری
منابع مالی / حامیان
اجراها با هزینهی شخصی هنرمند شکل گرفت.
منابع بیشتر
درباره هنرمند
محمود مکتبی هنرمندی است که «کاغذ» یکی از اجراهای گفتگومحور او محسوب میشود. او متولد ۱۳۶۴ در تهران است و از سال ۱۳۸۴، همزمان با تحصیل در رشتهی نقاشی در دانشگاه، بهسمت هنر محیطی و پرفورمنس گرایش پیدا کرد. تمرکز او در سالهای اخیر بیشتر بر پژوهش در حوزهی هنر غذا، سیاست و محیطزیست بوده است. او در بیش از ۵۵ نمایشگاه و جشنوارهی بینالمللی در کشورهایی چون آمریکا، ایتالیا، آلمان، بلغارستان، لیتوانی، کانادا، کرهی جنوبی، فرانسه، آفریقای جنوبی، سریلانکا، رومانی، مجارستان، هند و ایران و پنج نمایشگاه انفرادی در ایران و کرهی جنوبی شرکت کرده است.
حضور در پنجاهوهفتمین بینال ونیز، جشنوارهی عکاسی کانتکت در کانادا، جشنوارهی پرفورمنس تیرتا در سریلانکا، نمایشگاه «اکوآوانگارد» در کونستالهی مجارستان، نمایشگاه طبیعت معاصر در ترانسیلوانیا و شرکت در پنج دوره از پروژهی جهانی هنر کوچرو (نچرآرت) از بخشی از فعالیتهای بینالمللی او در سالهای اخیر بوده است. او همچنین از سال ۱۳۹۷ بنیانگذار و مدیر سکونتگاههای هنری «راه» و «وایو» بوده و بهعنوان سخنران و کیوریتور پروژههای متعددی در یک دههی اخیر داشته است.
وبسایت: mahmoudmaktabi.com | اینستاگرام: mahmoudmaktabi@
این مدخل بر اساس مستندات و متون ارائهشده از سوی هنرمند تهیه شده است.