پرش به محتوا
هم‌ریشه: گفت‌وگوی خلاق بین‌نسلی

هم‌ریشه: گفت‌وگوی خلاق بین‌نسلی

مدرسه تمرین

دوره
۱۴۰۳
مکان
رشت
برچسب‌های مضمونی
فضای خودگردانساخت جمعیکارگاه و پداگوژینقد نهادیبدن، جنسیت و مراقبت

معرفی کوتاه پروژه

«هم‌ریشه» پروژه‌ای مشارکتی و تئاترمحور از مدرسه تمرین بود که با همکاری یک سمن محلی در رشت، مادران و دختران نوجوان را در فرایندی برای گفت‌وگوی خلاق بین‌نسلی گرد هم آورد. مشارکت‌کنندگان در دو گروه مادران و دختران فعالیت می‌کردند. هر گروه در فضایی نسبتاً مستقل، تجربه‌ها، پرسش‌ها، خواسته‌ها و تعارض‌های خود را با استفاده از گفت‌وگو، نامه‌نگاری، طراحی، روایت، بازی‌های نمایشی، بداهه‌پردازی و چالش‌های خلاق بررسی می‌کرد. دو گروه برای یکدیگر چالش‌هایی طراحی می‌کردند و پاسخ‌های گروه مقابل را می‌خواندند، تحلیل و به مواد تازه‌ای برای ادامه فرایند تبدیل می‌کردند.

در پایان، هر گروه بر پایه‌ی مواد تولیدشده یک اجرای کوتاه برای گروه دیگر ساخت. این دو اجرا خروجی نهایی نبودند، بلکه نقطه‌ی عطف فرایند و یکی از ابزارهای اصلی ارزیابی کیفی پروژه به شمار می‌رفتند؛ جایی که مادران و دختران با تصویری مواجه شدند که گروه دیگر از رابطه، انتظارات و نیازهای میانشان ساخته بود.

زمینه و بستر اجرا

پروژه در یک پلاتوی اجاره‌ای در رشت اجرا شد؛ فضایی که نه خانه بود، نه مدرسه و نه محیط درمانی، و به همین سبب می‌توانست قلمرویی نسبتاً بی‌طرف و غیررسمی باشد که مشارکت‌کنندگان در آن از نقش‌های روزمره‌ی خود فاصله بگیرند. کمبود فضاهای امن و غیررسمی برای گفت‌وگوی بین‌نسلی، زمینه‌ی اجتماعیِ مهمی برای انتخاب چنین مکانی بود.

فضای پروژه به دو حوزه موازی برای مادران و دختران تقسیم شده بود. این فاصله به هر گروه امکان می‌داد پرسش‌ها، نگرانی‌ها و خواسته‌هایش را بدون حضور مستقیم گروه دیگر بیان کند. مواد تولیدشده از طریق نامه، برگه‌های چالش، روایت و تسهیل‌گران میان دو فضا جابه‌جا می‌شدند؛ بنابراین گفت‌وگو پیش از آنکه رودررو باشد، رفت‌وبرگشتی و میانجی‌شده بود. در مرحله اجرای دو اثر، این فاصله موقت جای خود را به فضای مشترکی داد که در آن هر گروه با بازنمایی رابطه از منظر گروه دیگر مواجه شد. در نتیجه، فضا فقط ظرف فعالیت نبود؛ جدایی، تبادل و سپس اجتماع دوباره، بخش مهمی از طراحی مشارکت را تشکیل می‌داد.

شکل‌های مشارکت و فرآیند اجرا

مشارکت به‌صورت دو فرایند موازی، تدریجی و متقابل طراحی شده بود. هر گروه ابتدا درباره پرسش‌ها و تجربه‌های خود نسبت به گروه دیگر کار می‌کرد، سپس برای آنان چالشی خلاق طراحی می‌کرد. گروه مقابل به چالش از طریق نامه، روایت، طراحی یا تمرین پاسخ می‌داد و مواد دوباره برای خواندن و تحلیل به گروه نخست بازمی‌گشت. مشارکت‌کنندگان علاوه بر پاسخ‌دادن، در طراحی پرسش، انتخاب موضوع، تفسیر مواد، تصمیم‌گیری جمعی و آزمودن برخی توافق‌های مادر دختری در زندگی روزمره نقش داشتند. در مرحله بعد، هر گروه مواد فرایند را انتخاب، ترکیب و به اجرای کوتاهی برای گروه دیگر تبدیل کرد. نقش فعال مشارکت‌کنندگان از تولید داده و روایت تا تألیف، تمرین، اجرا، تماشا و ارزیابی امتداد پیدا می‌کرد.

انگیزه‌ها و پرسش‌ها

هم‌ریشه از توجه به فاصله میان مادران و دختران نوجوان در امکان سخن‌گفتن، شنیده‌شدن و تصمیم‌گیری شکل گرفت. به روایت پروژه، در بسیاری از روابط خانوادگی گفت‌وگو زیر تأثیر نقش‌های تثبیت‌شده، انتظارات تربیتی و نابرابری در اختیار و مسئولیت قرار می‌گیرد و بحث‌ها به الگوهای تکراری نصیحت، دفاع، سکوت یا تعارض بازمی‌گردند. پروژه می‌خواست چارچوبی هنری و غیرمستقیم بسازد که در آن هر دو گروه، پیش از مواجهه‌ی مستقیم، بتوانند تجربه‌ها، ترس‌ها، خواسته‌ها و تصورشان از آینده را به نامه، تصویر، روایت و اجرا ترجمه کنند. مسئله‌ی محوری، حذف تعارض یا آموزش یک الگوی واحد رابطه نبود، بلکه تمرینِ شنیدن، پرسش‌گری، شناخت متقابل و مذاکره درباره‌ی رابطه بود. در همین امتداد، پرسش دیگری نیز مطرح بود:

آیا خلق هنری می‌تواند در توزیع دوباره‌ی عاملیت، ایجاد مراقبت متقابل و پدیدآوردن تغییرهای هرچند کوچک در روابط خانوادگی نقش داشته باشد؟

— مدرسه تمرین

ساختارهای اجتماعی و فرهنگی خانواده بیشترین تأثیر مستقیم را بر شکل‌گیری پروژه داشتند: سلسله‌مراتب سنی، انتظارات جنسیتی از نقش مادر و دختر، و تمرکز اختیار در دست بزرگسالان. تصور دختران از آینده نیز با موضوع‌هایی چون تحصیل، اشتغال، استقلال، ازدواج، مهاجرت و محدودیت‌های اقتصادی گره خورده بود، و طبقه‌ی اجتماعی مشارکت‌کنندگان نیز بی‌تأثیر نبود. پروژه رابطه‌ی مادر و دختر را متقارن فرض نمی‌کرد و نابرابری واقعی قدرت میان آنان را خود به موضوع مشاهده و گفت‌وگو بدل می‌کرد.

محدودیت‌ها و راهبردها

مهم‌ترین موانع پروژه نه سانسور رسمی، بلکه استمرار و کیفیت مشارکت بود. تأخیر یا غیبت برخی افراد، تغییر ترکیب گروه، محدودیت زمان جلسات و دشواری انجام برخی فعالیت‌ها در فاصله‌ی میان جلسات، پیوستگی فرایند را تحت فشار می‌گذاشت. حفاظت از حریم خصوصی نیز چالشی مشخص بود: حتی در تبادل بدون نامِ نامه‌ها، نزدیکیِ رابطه‌ی خانوادگی می‌توانست به شناسایی دست‌خط یا تجربه‌ی نویسنده بینجامد.

در پاسخ، تفکیک موقت گروه مادران و دختران به‌عنوان راهبرد اصلی امنیت نسبیِ بیشتری برای بیان تجربه‌ها فراهم کرد، و استفاده از نامه، تصویر، روایت و شخصیت نمایشی امکان می‌داد مسائل حساس بدون الزام به افشای مستقیم مطرح شوند. تیم به‌جای برنامه‌ای کاملاً ثابت، زمان‌بندی و فعالیت‌ها را با وضعیت گروه تعدیل می‌کرد و از سوپرویژن، گزارش‌نویسی و بازاندیشی پس از جلسات برای بررسی تصمیم‌ها و پیش‌فرض‌های خود بهره می‌گرفت. دو اجرای پایانی نیز هم‌زمان ابزار گفت‌وگو و ارزیابی بودند: انتخاب مواد، نحوه‌ی بازنمایی رابطه و واکنش گروه مقابل به تیم کمک می‌کرد فاصله‌ی میان اهداف اولیه و تجربه‌ی واقعی مشارکت‌کنندگان را بسنجد.

گالری

منابع مالی / حامیان

پروژه در همکاری میان مدرسه تمرین و یک سمن محلی در رشت تحقق یافت. مدرسه تمرین طراح و مجری پروژه و کیوریتوری و طراحی کلی پروژه با نوید قویدل بود؛ ملاحت مدنی و فائزه لطفی به‌عنوان نمایندگان سمن در هماهنگی‌های اجرایی و مستندنگاری فرایند همکاری داشتند و نسترن قویدل و مهدی رستمی تسهیل‌گری مستقیم گروه‌ها را بر عهده گرفتند.

سمن محلی هزینه‌های اجرایی را — از جمله اجاره‌ی پلاتو، لوازم‌التحریر، پذیرایی و حمل‌ونقل مشارکت‌کنندگان — تأمین کرد؛ تأمین هزینه‌ی رفت‌وآمد به‌طور مشخص بخشی از موانع اقتصادیِ حضور را کاهش داد. طراح و تسهیل‌گران به‌صورت داوطلبانه و بدون دریافت مزد فعالیت کردند؛ مدلی که اجرای پروژه را ممکن کرد اما برای تداوم بلندمدت شکننده بود.

درباره هنرمند

مدرسه تمرین یک مجموعه مستقل هنری، آموزشی و پژوهشی است که در محل تلاقی عمل هنری، پداگوژی و پژوهش موقعیت‌مند فعالیت می‌کند. این مجموعه با استفاده از روش‌های مشارکتی و جمعی بررسی می‌کند که افراد چگونه یاد می‌گیرند، با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند، به یاد می‌آورند و امکان‌های متفاوت زندگی جمعی را تصور می‌کنند. مدرسه تمرین از طریق کارگاه‌ها، فرایندهای مشارکتی بلندمدت، نوشتن جمعی، تجربه‌های اجرایی و ساخت آرشیوهای مشترک، افرادی با پیشینه‌های متفاوت را گرد هم می‌آورد. در این رویکرد، هنر پیش از آنکه صرفاً ابزاری برای تولید محصول فرهنگی باشد، روشی برای پژوهش، گفت‌وگو، بازاندیشی و تمرین روابط اجتماعی است. این مجموعه به‌ویژه به شیوه‌هایی توجه دارد که از تجربه زیسته و از زمینه‌های متأثر از نابرابری، جابه‌جایی، مناسبات جنسیتی قدرت و مذاکره‌های روزمره پدید می‌آیند. در پروژه‌های مدرسه تمرین، مستندسازی، بازاندیشی و تحلیل جمعی جزئی از خود فرایند هستند و تمرین به‌مثابه شیوه‌ای برای تولید دانشی بدنی، گفت‌وگویی، تجربی و مشترک فهمیده می‌شود.

@tamrinschool

این مدخل بر اساس مستندات و متون ارائه‌شده از سوی هنرمند تهیه شده است.