تهران مونوکسید
نگار فرجیانی
- دوره
- ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۹
- مکان
- تهران؛ فاز پنجم در بم و درزیکلا
معرفی کوتاه پروژه
«مونوکسید تهران» یک پروژهٔ مشارکتی بلندمدت است که در سال ۱۳۸۹ توسط نگار فرجیانی پیرامون بحران آلودگی هوای تهران آغاز شد. این پروژه طی پنج فاز، از میان مدارس، داروخانهها، فضاهای شهری و سبز، گالریها و کارگاههای روستایی عبور کرد و هنرمندان، کودکان، دانشآموزان و شهروندان را در یک پرسشگری مستمر دربارهٔ رابطهٔ میان مردم، شهر و محیطزیست گرد هم آورد. ابزارهای فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی برای ایجاد حساسیت و آگاهی نسبت به این بحران به کار گرفته شدند، اما دغدغهٔ اصلی، تولید یک اثر هنری تمامشده نبود؛ بلکه شکلگیری گفتوگو، یادگیری میاننسلی و مراقبت مشترک در گسترهٔ فضاهای روزمرهٔ شهر در مرکز توجه قرار داشت.
زمینه و بستر اجرا
پروژه در بسترهای متنوعی اجرا شد: مدارس، داروخانهها، خیابانها، باغها، گالریها، پلتفرمهای آموزشی و فضاهای سبز. انتخاب این فضاها بهجای گالریهای رسمی آگاهانه بود — راهی برای ایجاد ارتباط مستقیم با زندگی روزمرهٔ شهروندان و فراهم کردن امکان گفتوگو و مشارکت واقعی. هر مرحله از پروژه توسط یک فضای اجتماعی خاص و ریتمهای آن تعریف میشد. در مدرسه، پروژه شکلی آموزشی و گفتوگومحور به خود گرفت. در داروخانه، به نقطهٔ تلاقی گفتوگو میان مردم و هنرمندان حول محور آلودگی هوا بدل شد. در فضاهای شهری، بهسوی مراقبت از گیاهان و تعاملات روزمرهای که پیرامون آنها رشد میکرد، بسط یافت. فضا نهتنها محل اجرا، بلکه بخشی از فرایند معناسازی و ارتباط بود.
مکانهای نمایشگاهی شامل باغ نگارستان، گالری راه ابریشم، مجتمع آموزشی منظومه خرد، باغموزه قصر، خیابان انقلاب، مرکز هنرهای معاصر ورشو (CCA Warsaw)، داروخانه زهرهنو، مرکز هنر و شهرسازی برلین (ZK/U)، دپو استانبول، و یک سمینار در سازمان حفاظت محیطزیست بود. کارگاهها نیز در مدرسه آیینمهر ۲، مجتمع منظومه خرد، گلخانه بیلوبا، کافه باغ کتاب، روستای درزیکلا، مرکز نگهداری از کودکان بیسرپرست بم و یک کاروانسرای در بم برگزار شدند.
شکلهای مشارکت و فرآیند اجرا
مشارکت در «مونوکسید تهران» بهصورت یک فرایند باز و چندمرحلهای طراحی شد که بر پایهٔ ارتباط افقی، گفتوگوی میاننسلی و تمرکز بر مراقبت و مسئولیت مشترک بنا شده بود. بهجای تأکید بر نتیجه یا محصول، فرایند تعامل و یادگیری جمعی محور اصلی بود. این پروژه در قالب یک «هنر بهمثابه کنش اجتماعی» عمل کرد و مدام رابطهٔ میان آموزش، محیطزیست و شهر را بازتعریف مینمود.
فاز اول
این فاز با تماس هنرمند با دوستانش آغاز شد: دیگر هنرمندان، افرادی که فرزند داشتند و کسانی که دغدغهٔ آلودگی هوای تهران پیش از این برایشان آشنا بود. حدود چهل هنرمند بهتدریج گرد هم آمدند و گفتوگوهایی که میانشان شکل گرفت، پایه و اساس یک نمایشگاه آموزشی در مجتمع آموزشی منظومه خرد تهران شد. این نمایشگاه دو هفته به طول انجامید و حدود ۱۵۰۰ نفر، که بیشتر آنها دانشآموزان خرد، خانوادهها و معلمانشان بودند، از آن بازدید کردند.
فاز دوم
استقبال در فاز اول نتیجهای همراه داشت که فرجیانی آن را پیشبینی نکرده بود: کودکان عمیقاً با آثار درگیر شدند. این موضوع باعث تغییر رویکرد شد. او بهجای آنکه نمایش آثار هنرمندان برای کودکان ادامه دهد، از کودکان دعوت کرد تا خودشان از شهر عکاسی کنند تا بحران آلودگی هوا را از دریچهٔ نگاه خودشان ببینند. یک فراخوان باز به تعدادی از مدارس تهران ارسال شد و به مدت دو سال باز ماند. بیش از ۴۵۰ عکس جمعآوری شد که یک آرشیو تصویری دوساله از نگاه فیلترنشدهٔ کودک به شهر را شکل داد. با همکاری خانه هنر خرد، نمایشگاهی از این عکسها برگزار و جوایزی اهدا شد؛ منتخبی از این عکسها بعدتر در سال ۱۳۹۳ در مرکز هنرهای معاصر ورشو به نمایش درآمد.
فاز سوم
پس از فاز دوم، فرجیانی تعدادی از هنرمندانی که در این مسیر تا آن زمان همراه شده بودند را گرد هم آورد تا مسیر طیشده را بازبینی کنند. دو رشتهٔ فکری مدام تکرار میشد: درگیری کودکان و رابطهٔ پروژه با فضای شهری. چند هنرمند شروع به عکاسی از حضور کودکان در شهر کردند. هنگام جستوجو برای یافتن فضایی جایگزین جهت نمایش این عکسها، فرجیانی و تیمی از عکاسان بهطور اتفاقی با «داروخانه زهرهنو» — یک داروخانه هفتادساله در خیابان انقلاب — برخوردند که داروساز آن، دکتر ترابی، از پروژه استقبال کرد. عکسها در میان قفسههای داروها و محصولات بهداشتی جای گرفتند.
آثار یازده عکاس، متمرکز بر شهر و کودکان، برای این فاز انتخاب شد. از هر عکس ۲۵۰ نسخه بهصورت کارتپستال چاپ شد و مشتریان داروخانه آزاد بودند هر تعداد که میخواهند بردارند. یکی از واکنشهای جالب از سوی معلم یک مدرسهٔ ابتدایی بود که تعدادی از کارتپستالها را برای دانشآموزانش برد؛ دانشآموزان در پاسخ به آنها متن نوشتند و کلاژ ساختند که بعداً به هنرمند بازگردانده شد. این فاز با تولید یک فیلم مستند کوتاه، شامل مصاحبه با دکتر ترابی در داخل داروخانه، به پایان رسید. باغچهٔ کوچک دکتر ترابی پشت داروخانه، همراه با باور او به اینکه سبک زندگی و آموزش بیشتر از داروهای شیمیایی برای سلامت شهروندان اهمیت دارد، چرخش بهسوی گیاهان و مراقبت را که معرف فازهای چهارم و پنجم بود، جهتدهی کرد.
فاز چهارم
فاز چهارم نشاندهندهٔ چرخشی از مستندسازی بحران، بهسوی توجهی مستمر به مراقبت روزمره از محیطزیست بود. فرجیانی تحقیق کرد که چه گیاهانی واقعاً هوا را تصفیه میکنند و کدامیک میتوانند در آبوهوای تهران زنده بمانند. او ۱۸ نوع گیاه آپارتمانی را انتخاب کرد و آنها را در باغ نگارستان با عنوان «زوفا» (نام یک گیاه دارویی) چیدمان کرد. کنار هر گیاه، یک بروشور کوچک شامل نام علمی، تصویرسازی و دستورالعمل مراقبت قرار داد. این چیدمان ۲۰ روز پابرجا بود؛ مردم میآمدند، سؤال میپرسیدند و برای گفتوگو میماندند.
در همان باغ، با همکاری هما دلورای، لولههای اگزوز خودرو سیاهشده از دوده را آوردند و نام درختان بومی تهران را — که بسیاری از آنها تقریباً از شهر ناپدید شدهاند — روی آنها حک کردند. در خیابان انقلاب، او همچنین بهعنوان یک دستفروش، در گوشهای از پیادهرو گیاه میفروخت؛ هر گلدان کارتی همراه داشت که خاصیت گیاه و نحوهٔ مراقبت از آن را توضیح میداد. تا پایان روز، تمامی گیاهان فروخته شده بودند. این فاز او را متقاعد کرد که تأثیر عمیقتر پروژه از طریق آموزش حاصل خواهد شد، که در نهایت به شکلی منجر شد که فاز پنجم به خود گرفت.
فاز پنجم: گوشههای سبز
«گوشههای سبز» در سال ۱۳۹۶ آغاز شد و اوج جهتگیری آموزشمحور و مراقبتمحور پروژه را نشان میدهد. فرجیانی گیاهان تصفیهکنندهٔ هوا را به کلاسهای درس آورد تا دانشآموزان مسئولیت مستقیم مراقبت از یک موجود زنده را بر عهده بگیرند. با همکاری یک گیاهشناس، یک سیستم امتیازدهی کیفی طراحی شد: اگر دانشآموزان در طول ماه اول بهخوبی از مجموعهٔ اولیهٔ گیاهان مراقبت میکردند، تعداد گیاهان در اتاق بهتدریج افزایش مییافت تا اینکه یک «گوشهٔ سبز» کامل شکل میگرفت.
با گذشت زمان، این پروژه از کلاس درس فراتر رفت و به کارگاههای یکروزه در نقاط مختلف ایران تبدیل شد. در باغ کتاب تهران در اوایل سال ۱۳۹۸، کارگاهی با همراهی آرکیکید (ArchiKid) کودکان را با ابزارهای باغبانی و مراقبت از گیاهان آشنا کرد. در بم، در بهار همان سال، کارگاههایی در بنایی قدیمی به نام «حناساب» و در یک پرورشگاه محلی برگزار شد؛ نامههای دانشآموزان تهرانی به دست کودکان بم رسید و گیاه آلوئهورا بهعنوان نماد بقا و مقاومت توسط شرکتکنندگان کاشته شد. در روستای درزیکلا در جنگلهای هیرکانی شمال ایران، در پاییز ۱۳۹۸، دانشآموزان تهرانی نامههایی برای کودکان روستا نوشتند و آنچه دربارهٔ محیطزیست میآموختند را با آنها به اشتراک گذاشتند.
انگیزهها و پرسشها
این پروژه از یک دغدغهٔ شخصی فرجیانی نسبت به آلودگی هوای تهران و تأثیر آن بر سلامت پسرش سرچشمه گرفت. پرسشی که او آن را بهعنوان محور اصلی پروژه — و بهطور گستردهتر محور پرکتیس هنری خودش در این سالها — نام برده، این است:
از این نقطهٔ شروع، پروژه بهدنبال طرح پرسشهایی دربارهٔ رابطهٔ میان شهروندان، شهر و محیطزیست بود و از طریق مشارکت، گفتوگو و مراقبت جمعی، در پی بازاندیشی در «رابطهٔ میان هنر، شهر و زندگی روزمره» برآمد:
فرجیانی در طول فازهای مختلف پروژه، درک گستردهتری از نقش هنرمند را بیان کرده است که نحوهٔ شکلگیری آن را نشان میدهد:
این پروژه همچنین در واکنش به عدم توجه نهادهای رسمی به بحران زیستمحیطی و نبود فرصت برای بحث دربارهٔ آن شکل گرفت. فرجیانی آگاهانه از فضاهای رسمی و گالریها فاصله گرفت تا بستری بسازد که در آن گفتوگو با دانشآموزان و شهروندان — و نه نمایش برای یک مخاطب نخبه — در مرکز قرار گیرد. این انتخاب همچنین پاسخی بود به سرکوب و کنترل شدید فعالیتهای اجتماعی و زیستمحیطی از سوی دولت در آن دوران، که هرگونه گردهمایی یا کنش جمعی را پرخطر میساخت.
بهعنوان یک هنرمند، مادر و شهروند، عاملیت من تا کجا میتواند پیش برود؟
عاملیت یک هنرمند، مادر و شهروند در مواجهه با یک بحران زیستمحیطی تا چه اندازه میتواند امتداد یابد؟ چگونه میتوان از طریق مشارکت، رابطهٔ میان شهروندان، شهر و محیطزیست را بازاندیشی کرد؟ چگونه میتوان رابطهٔ میان هنر، شهر و زندگی روزمره را خارج از فضای گالری بازآفرینی کرد؟
نقش هنرمندان در چنین پروژههایی صرفاً ساخت آثار هنری برای تزئین شهر نیست، بلکه ایجاد زمینهها، امکانات و موقعیتهای جدید برای بازاندیشی در خود مسئله است، و اینکه در نظر بگیریم پروژهها چگونه میتوانند به گفتوگوی عمیقتر میان اعضای جامعه از هر گروه سنی و هر پیشینهٔ اجتماعی کمک کنند.
محدودیتها و راهبردها
پروژه با موانع متعددی مواجه شد: فقدان حمایت نهادی، نظارت اجباری از سوی وزارت آموزش و پرورش، حساسیتهای سیاسی نسبت به فعالیتهای زیستمحیطی، و بدبینی اجتماعی گستردهتر نسبت به کار هنری. برخی از والدین حضور هنرمند در مدرسه را نقد کردند — «ما بچهها را میفرستیم ریاضی یاد بگیرند» — و برخی گالریها کار او را «غیراستاندارد» میدانستند زیرا در مدارس و سایر فضاهای غیرگالری اجرا میشد.
برای ادامهٔ کار در درون این شرایط، هنرمند آگاهانه از کنش سیاسی آشکار پرهیز کرد و روشی را بیان نمود که آن را «احتیاط بهمثابهٔ نوعی مراقبت» توصیف کرده است. او با انتخاب فضاهای روزمره و غیرسیاسی، تمرکز بر گفتوگو و آموزش، و محافظت از اعتماد شرکتکنندگان — بهویژه کودکان و دانشآموزان — توانست پروژه را برای بیش از یک دهه در حرکت نگه دارد. عدم اتکا به نهادهای رسمی، و در عوض بنا کردن کار بر روابط شخصی و شبکههای غیررسمی، استراتژی دیگری برای تداوم پروژه بود.
گالری
منابع مالی / حامیان
این پروژه با همکاری شبکهٔ گستردهای از نهادها، فضاها و افراد، در طول فازهای مختلف آن محقق شد: مجتمع آموزشی منظومه خرد، خانه هنر خرد، شرکت دوربین، قابسازی درنگ بهار، انجمن طبیعتدوستان برنا، خانه مهر کودکان، کار دروازه غار، قابسازی پرهون، داروخانه زهرهنو، شرکت تبلیغاتی زیبالون، بنیاد کاف، کافه کودک باغ کتاب، مدرسه آیینمهر ۲، استودیو را، کارگاه سرامیک ماهفروز، گلخانه بیلوبا، مزرعه طلایی، پلتفرم آموزش آرکیکید، پرسبوک، انجمن هنرهای تجسمی یزد، بومگردی مرسیسی، مدرسه اینورس (فاز ۲: چاپ عکس)، بانک تات/گالری محسن (فاز ۱: چاپ دفترچه).
شرکتکنندگان فاز اول: یاسمین سینایی، نرگس حریریان، ماندانا کریمی، فرشید شفیعی، عطیه بزرگسهرابی، علی صمدپور، شادی قدیریان، ژینوس تقیزاده، رزیتا شرفجهان، ندا رضویپور، معصومه بختیاری، محمدمهدی طباطبایی، مریم فریدونی، بهنام کامرانی، علیاصغر سیدآبادی، نیلوفر رهنما، مجتبی تاجیک، مسعود کلانتری خلیلآباد، رعنا شجاعپور، هوتن کروبه، شهریار توکلی، کریستف رضایی، شیرین حاجیکرملو، سروش صحت، سارا سالار، محمدحسن شهسواری، مهناز پسیخانی، جمشید حقیقتشناس، شادی پرند، کیاوش صاحبنسق، علی قائمی، شیرین قندچی، وحید نصیریان، سیمین کرامتی، کیانوش تنها، ابوالفضل شاهی و مرجان کوچکی شلمانی.
فاز دوم: مشارکت بیش از ۴۵۰ دانشآموز از چندین مدرسهٔ تهران، پس از فراخوانی که با همکاری خانه هنر خرد ارسال شد. انتخابی از عکسها با همکاری مرسده صادقی، شادی قدیریان و محبوبه کرملی انجام شد. نمایشگاهی در مؤسسه منظومه خرد با حمایت میثم محفوظ (پرهون) و همراهی محمدرضا سلطانی، نازنین شیوایی و آذرخش عسگری برگزار شد. منتخبی از این عکسها بعدتر در سال ۱۳۹۴ در مرکز هنرهای معاصر ورشو به نمایش درآمد.
فاز سوم: مشارکت مستقیم دکتر ترابی، با نمایش عکسهای محبوبه کرملی، هوفر حقیقی، آبنوس البرزی، افشین چیذری، بهشاد محتشمی، محسن یزدیپور، فرزانه قدیانپور، احسان براتی، مسیح مستاجران، سونیتا علیزاده و روژینا رضایی راد.
فاز چهارم: با همکاری نازنین شیوایی.
فاز پنجم: با مشارکت دانشآموزان مدرسه آیینمهر ۲، مرکز نگهداری از کودکان بیسرپرست بم، شرکتکنندگان کارگاه در کاروانسرای بم، و روستای درزیکلا، با همکاری گلخانه بیلوبا، شهروز حکیمی، پرنیان فردوس و نسرین درزیکلا.
«مونوکسید تهران» با هزینهٔ شخصی هنرمند، در کنار حمایتهای غیرمالی نهادها و مشارکتکنندگان نامبرده در بالا، انجام شده است. هیچ بودجهٔ متمرکزی برای تولید جمعآوری نشد؛ هر مرحله از کار، با اتکا به شبکههای ارتباطی و منابع خاص همکاران همان بخش پیش رفت.
منابع بیشتر
مصاحبهٔ مهرداد میرزایی با نگار فرجیانی.
«مونوکسید تهران در داروخانه زهرهنو»، مجلهٔ سرخوشی.
سری نشستهای «هنرمند/کیوریتورها» با حضور نگار فرجیانی، پروژههای نیومدیا (یوتیوب).
پادکست آرتروز، مصاحبه با نگار فرجیانی.
مجلهٔ مدیریت مدرسه رشد، شماره ۱۲۱.
Tehran Monoxide: A Project by Negar Farajiani (book).
Mohit.art, Notes #12 — Tehran Monoxide (2010–), Negar Farajiani, Ashkan Zahraie.
درباره هنرمند
نگار فرجیانی (متولد ۱۳۵۶، یزد) هنرمند چندرشتهای و کیوریتور مستقلی است که آثارش بر پیوند میان انسان و فضا، بدن، حافظه و محیط، و همچنین افراد و جامعه تمرکز دارد. بزرگ شدن در شهر کویری یزد، حساسیت او را نسبت به پایداری، هموابستگی و رابطهٔ میان انسان و مکان شکل داده است. او با استفاده از پارچه، ویدئو، مجسمه و پروژههای مشارکتی، فضاهایی میآفریند که در آنها بینندگان به مشارکتکنندگانی فعال در یک شبکهٔ زندهٔ روابط انسانی بدل میشوند. او کار خودش را با نقاشی و طراحی گرافیک آغاز کرد و سپس آن را به سمت پرکتیسهای مشارکتی و اجتماعی گسترش داد که روایتهای غالب را به چالش میکشند و جوامعی را برجسته میکنند که غالباً نادیده گرفته شدهاند. فرجیانی از طریق نمایشگاهها، آثار هنری عمومی، کارگاهها و سخنرانیها در ایران و خارج از کشور، همچنان به ساختن مسیرهایی برای گفتوگو و حضور جمعی ادامه میدهد و تاریخهای محلی را با گفتوگوهای جهانی پیوند میزند.
اینستاگرام: negar.farajiani@ وبسایت: www.negarfarajiani.com
این مدخل بر اساس مصاحبه با هنرمند و مستندات بهاشتراکگذاشتهشده توسط او تهیه شده است.