خوانش
پروژهی مکعب های سفید اثر فاطمه فضائل در هشتمین دورهی هنر معاصر پرسبوک، از جمله تجربههای هنری است که میان معماری، حافظه و نقد اجتماعی قرار میگیرد. این چیدمان، با استفاده از پشهبندهای سفید بر فراز بامهای بافت تاریخی، به زعم من در سه سطح قابل بررسی است و هر سه به شکلی در هم تنیده ، چشماندازی از بحران معاصر شهرهای ایران را پیش میکشند.
۱. سطح اول: نوستالژی زیسته و حافظهی جمعی
در این سطح، اثر در مقام بازنمایی تجربهای زیسته از گذشته عمل میکند. پشهبندهای سفید یادآور روزگاری هستند که زندگی شهری در ایران هنوز بر محور حیاط، بام و همزیستی با اقلیم شکل میگرفت. در این بازخوانی، هنرمند از نوستالژی به عنوان ابزار احضار حافظه استفاده میکند، نه به عنوان پناهگاه احساسی؛ بنابراین، نوستالژی در «مکعبهای سفید» کارکردی انتقادی مییابد و حافظه را فرا میخواند و به حرکت درمیآورد. این سطح ما را با پرسشهایی از جنس «تداوم هویت» و «زیستن در زمان » روبهرو میکند.
۲. سطح دوم: نقد توسعه و کالاییسازی فضا
در سطح دوم، «مکعب های سفید» از محدودهی خاطره عبور کرده و به گفتوگویی اجتماعی و سیاسی بدل میشود. مکعبهای سفید در تضاد مستقیم با مکعبهای خاکستری شهرهای توسعهخواه قرار میگیرند (آپارتمان ها)؛ آنها نماد فضاهاییاند که انسان را به مصرفکنندهی صرف بدل کردهاند و معماری را از معنای زیستن تهی ساختهاند. هنرمند با سادگی و باکرگی رفتار خود در برابر این مکعبها، در واقع نوعی مقاومت را به نمایش میگذارد: مقاومت در برابر حذف تدریجی بافتهای تاریخی، خصوصیسازی فضاهای عمومی و فراموشی حافظهی مشترک. از این منظر، اثر نقدی است بر سیاستهای توسعهای که شهر را به کالایی اقتصادی و شهروند را به مصرفکنندهی انرژی تبدیل کردهاند.
۳. سطح سوم: بیانیهی زیستمحیطی و اقلیمی
در سومین سطح، «مکعب های سفید» به سطحی از گفتوگوی زیستمحیطی ارتقا مییابد. پشهبندها در عین سادگی، استعارهای از «نفس کشیدن» هستند؛ همان چیزی که شهرهای آلوده و فشرده از ما دریغ کردهاند. اثر، ضمن یادآوری بحران آلودگی هوا و مصرف بیرویهی انرژی، بر ضرورت بازگشت به سبکهای زیستی سازگار با اقلیم تأکید میکند. مکعبهای سفید، در اینجا، به نشانههایی از پایداری و زیباشناسی اقلیمی تبدیل میشوند؛ بدیلی در برابر انبوه مکعبهای آهن و سیمان که چهرهی شهرهای ایران را خاکستری و بیجان ساختهاند. در این سطح، «مکعب های سفید» فقط چیدمانی شاعرانه نیست، هشداری اکولوژیکی و اخلاقی است دربارهی آیندهی زیستن در ایران.
در مجموع، پروژهی «مکعب های سفید» بهعنوان اثری میانرشتهای، سه حوزهی حافظه، سیاست توسعه، و بحران زیستمحیطی را در زبانی شاعرانه و صادقانه به هم پیوند میزند. این اثر نشان میدهد که هنر معاصر، زمانی معنا مییابد که به جای تکرار فرم، به بازآفرینی آگاهی جمعی بپردازد. مکعب های سفید از بازاندیشی در مفهوم زیستن آغاز میشود؛ لحظهای که انسان دوباره بتواند در شهر نفس بکشد.